تبليغاتX
IRAN Country of Love With Lovely People
شعر میبافم بهایی نیستش

شعر مي بافم بـهـايي نيستـش

دست و دل بازم گدايي نيستش

 

ياوه مي گويـم عقلم زايل اسـت

فكر و انديشه هميشه باطل است

 

دود مي گيرد دلـم بعد نـيـاز

نيست ما را همدمي لايق به راز

 

عشق مي بازم معشوقم كجاست

خوب دانستم كه او هم بي وفاست

 

ميخورم انگور،غمگين ميشوم

پاي هرگوري غزل بين ميشوم

 

ميكنم شادي اشكم روبه راست

روزگارمن چگونه بي صفاست

 

خاك ميرزيم به روي آرزو

مي برم از خود دمادم آبرو

 

مي شكافم قلب و دلخوش مي شوم

از نبود عشق سرخوش ميشوم

 

اين دلم دل نيست رازيم مگر

فكر طنازي و بازيم مگر

 

فكر اشكم فكر آهم فكر راه

شايدم آيد عذابي گناه

 

ننگري بر حال ما تو زار زار

كايدم زجري زهر ايل وتبار

 

نيست مارا طاقت آزار او

زير ماندن در پي آوار او

 

بسازم خنجري نيشش ز فرياد

كشم بر هر سري كز غم برافتاد

لعنت به این زندگی

MarshalFord.Blogfa.com      Mohammad Amin Salakhi   1384/6/30

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

جوانی و پوچی

  « جوان » و « پوچي » در مقابل هم

يادداشتي بر فيلم « نفس عميق »

 

« نفس عميق » را حالا همه مي شناسند. همه در موردش حرف مي زنند. اظهار نظر مي كنند و معمولا ديگران را نيز به ديدنش ترغيب مي كنند. قهرمان اين فيلم نه كامران، نه منصور و نه آيداست، قهرمان « جوان » و ضدقهرمان « پوچي » است.

جوانان فيلم از همين جامعه اطراف ما هستند و نمونه بسياري از آنها در اطرافمان وجود دارد. جدا از مباحث اجتماعي فيلم، مي خواهم چند كلمه اي راجع به خود فيلم بنويسم:

به نظر من يكي از نكات جالب فيلم، در مورد كامران،‌اين بود كه با جزئيات زندگي كامران نمي پرداخت. مسئله اصلي كامران، بيهودگي و پوچ بودن زندگي او بود. شايد هم خواسته اي داشته كه برآورده نشده،‌اما اين خواسته چه پوده مسئله فيلم نيست. از لا به لاي تصاوير فيلم اينطور استنباط مي شود كه آن خانه با در بزرگ تيره رنگ كه بار اول ماشيني مدل بالا جلوي آن پارك شده و كامران روي آن خط مي كشد و بار ديگر كامران كه در حال رانندگي ماشين است از جلوي آن رد مي شود،‌محل سكونت كامران بوده و او همراه خانواده اش در آن زندگي مي كرده و آن ماشين مدل بالا هم متعلق به خانواده او مي باشد. پس مشكل كامران از نوع مشكلات مالي و كمبود ماديات نيست. از صحبتهاي مادرش هم اينطور بر مي آيد كه اگر از قبل هم با او مشكلي داشته اند حالا حاضرند براي بازگشت او هر كاري بكنند. پس علت فرار و آوارگي كامران چيست؟ مسئله مهمي نيست. مهم اينجاست كه كامران دست به اعتصاب غذا زده، اما نه اعتصابي براي بدست آوردن چيزي جز مرگ، و قرار نيست اين اعتصاب با هيچ وعده و وعيدي شكسته شود جز وعده مرگ.

مرگ كامران در فيلم به هيچ وجه عنوان نمي شود. تنها تار شدن ديدگان و محو شدن تصوير منصور در نقطه ديد كامران در فيلم هست. او هيچ عكس العملي در قبال هيچ موضوعي ندارد.

در مقابل مردي كه از آنها طلب پول مي كند، كامران بدون هيچ احساس دلسوزي يا ترحمي، گوشي موبايل را به او مي دهد، در مقابل دزديده شدن موبايلش عكس العملي ندارد.

تنها احساس دروني، تمام احساس دروني او، در قطره اشكي است كه از گوشه چشمش در بيمارستان و در آخرين لحظات سرازير مي شود. مرگ او نشان داده نمي شود. حتي كلمه اي هم دال بر اين قضيه باشد عنوان نمي شود. او حتي عاجز از گشودن بند كفش خود است.

آيدا، با لباس قرمزي كه بر تن دارد با روحيه اي شاد و سرزنده، از لحاظ ظاهري كاملا برخلاف كامران و تا حدي منصور وارد مي شود. از آن به بعد احساس مي كنيم كه فيلمي رنگي مي بينيم، چون تا اين زمان جز تيرگي، رنگي در زمينه ديده نشده. آيدا، حداقل رنگ را به زندگي منصور آورده . در فصل آخر كه آيدا به سفر به شمال رضايت مي دهد. روسري آبي سر مي كند و منصور پليور آبي و در نهايت اين قطرات آبي به  آبي بيكران پيوسته اند و با آن يكي شده اند. اتفاقي كه در انتها شاهد بوديم مي توانست يك اتفاق ساده اتومبيل باشد، اما مرگي از اين نوع شايسته دو عاشق جوان نيست. محصور در ميان پاره هاي آهن با بدني در هم شكسته مرگي رمانتيك نيست. اما رنگ آبي آب با رنگهاي روح و جسم آن دو سازگار است.

در سر صحنه تصادف، سرنشينان اتومبيل (كه مهم نيست چه كساني هستند) از شخصي در كنار جاده مي پرسند كه اينجا چه اتفاقي افتاده و اين شخص به آنها مي گويد كه از اينجا برويد صحنه جالبي نيست. اين مرد كه مي خواهد اين دو جوان را از صحنه دردناك بيرون كشيدن اجساد از آب دور كند و صداي آرامش بخشي دارد، كارگردان فيلم است. اگر نخواهم حس خودخواهي! كارگردانان را از حضوري كوتاه در فيلمشان در نظر بگيرم،‌اين فكر به مخيله من خطور مي كند كه كارگردان فيلم مي خواهد قهرمانان مورد علاقه اش را در صحنه هاي ناگوار و نازيبا بدور بدارد و آنها را راهي سفر در جاده اي زيبا و سرسبز و در عين حال مه آلود نمايد.

نكته نهايي، ابهام در كليت فيلم است. از ابتدا، با ابهامي كه در مواجه با شخصيتهاي كامران و منصور ديديم موفق به برقراري ارتباط با آنها نمي شويم. اما رفته رفته اين ابهام برطرف نمي شود بلكه ما به ابهام جاري و موجود در كل فيلم عادت مي كنيم.

شايد نظر كارگردان اين بوده كه با زير ذره بين نبردن شخصيتها و گذشته شان، آنها را به تمامي جوانان جامعه، تعميم بدهد. (شايد هم نه!)

***

در هر صورت، من واقعا از ديدن اين فيلم لذت بردم. البته نه از تلخي جاري در فيلم،‌ بلكه از ديدن فيلمي زيبا و تاثيرگذار كه علي رغم واقعيتهاي تلخ و دردناك در پايان، نمي خواهد اميد را ناديده بگيرد. هر چند همين اميد نيز مبهم و مه آلود باشد و پاياني براي فيلم متصور مي شود كه بيننده را به دو سو سوق مي دهد. پاياني براي آغاز و آغازي براي پايان

واقعا این فیلم زیباترین فیلم بود  ((محمد امین سلاخی))
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

24K

128K

01 Ay Mardom Mordam (Hey You All, See Me Fall)

02 Nejatam Bedeh (Save Me)

03 Eshgh Yani Hameh Chiz (Love Is All)

04 Sangar Bi Sang (No Brick Barricade)

05 Khoob Khoob (Better Than Good)

08 Shenas Namehye Man (My I.D.) (Feat. Mehrdad)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

Avril Lavigne - Freak Out

Avril Lavigne - Fall To Pieces

Avril Lavigne - Who Knows

Avril Lavigne - Forgotten

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

در این قسمت نیز mp3ها رو با بهترین و عالیترین کیفیت رو سایت گذاشتم

Download Mp3
Mp3 ترانه ی محال [ حجم : 2.45 مگابایت ]
Mp3 ترانه ی پاپ کرن [ حجم : 2.25 مگابایت ]


MarshalFord@Yahoo.com     
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

شادمهر: اتفاقا يک خاطره هم دارم من رفته بودم برای کار يکی از ويديوهام و پشت استوديو يک پارکينگ خصوصی بود. منهم فوری پيچيدم توش و زدم خلاص. مسئول پارکينگ فوری اومد و گفت نمی تونی پارک کنی. گفتم چرا مگه پارکينگ قدغنه؟ گفت نه اينجا پارکينگ اختصاصيه ۵۰cent منهم گفتم نه بابا.

خلاصه کلی باهاش چونه زدم که يه دقه بيشتر کار ندارم و اينجور حرفها که بالاخره رضايت داد و اونجا ماشين و پارک کردم و رفتم دنبال کارم. از شانس من اخيرا ماشينم رو تو تورنتو دزديدن. ( به احتمالی همون ماشين پورشه که توی ويديوهاش هس.

شادمهر: اتفاقا يک خاطره هم دارم من رفته بودم برای کار يکی از ويديوهام و پشت استوديو يک پارکينگ خصوصی بود. منهم فوری پيچيدم توش و زدم خلاص. مسئول پارکينگ فوری اومد و گفت نمی تونی پارک کنی. گفتم چرا مگه پارکينگ قدغنه؟ گفت نه اينجا پارکينگ اختصاصيه ۵۰cent منهم گفتم نه بابا.

خلاصه کلی باهاش چونه زدم که يه دقه بيشتر کار ندارم و اينجور حرفها که بالاخره رضايت داد و اونجا ماشين و پارک کردم و رفتم دنبال کارم. از شانس من اخيرا ماشينم رو تو

شادمهر
شادمهر در مراسم عکس و امضاء با مردم ( شب بعد از کنسرت )

 تورنتو دزديدن. ( به احتمالی همون ماشين پورشه که توی ويديوهاش هست ت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

با سربلندی وغرور زندگی کن وبا افتخار بمیر

خلاص

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

اهنگ رضا صاد قی که تیتراژ اغازین سریال ارت بابام هستش
اهنگی از رضا صادقی که تیتراژ اغازین سریال ارث بابام هستش که دوستان در خواست کرده بودن.برای دانلود اینجا رو کلیک کنید
Marshalford@yahoo.com
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

اهنگی از رضا صادقی که تیتراژ پایانی سریال ارث بابام هستش
اهنگی از رضا صادقی رو براتون گذاشتم.امید وارم خوشتون بیاد.این اهنگ اهنگه تیتراژ پایانی سریال ارث بابام هستش.دانلود کنید .فقط نظر یادتون نره.اگه نظر ها زیاد بشه اهنگی که تو کوله پشتی خوندرو هم میزارم.برای دانلود اینجا رو کلیک کنید

Marshalford@Yahoo.com            Mohammad Amin Salakhi nazar ham hatman bezarid

SUMMER 2005

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌Be With You‌‌
Monday night I feel so low
count the hours they go so low
Iknow the sound of your voice
can save my soul
city lights.streets of gold

look out my windo to the world below
moves so fast and it feels so cold
and I m all alone

dont let me die
I m losing my mind
baby just give me a sign

and now that you re gone
I just wanna be whit you
and I cant go on
I wanna be whit you
wanna be whit you

I cant sleep and I m up all night
through these tears I try to smile
Iknow the touch of your hand
can save my life

dont let me down
come to me now
I got to be whit you some how

And now that you re gone
who am I whithout you now
I cant go on
I just wanna be with you

دوشنبه شب ضعف شديدي را درمي يابم
ساعتها را شماره مي کنم. بسيار آهسته سپري مي شوند
مي دانم در ژرفناي صداي تو
مي تواند روح من را رهايي بخشد
چراغ هاي شهر.خيابان هاي طلايي

از پنجره جهان زير ان را نظاره ميکنم
به سرعت سپري مي شود و سرد و بي روح احساس مي گردد
و من تنهاي تنها هستم

مگذار مرگ را پذيرا شوم
عقلم را از دست داده ام
محبوب.تنها يك ترانه به من ارزاني كن

و اكنون كه تو رفته اي
من تنها مي خواهم با تو باشم
و نمي توانم ادامه بدهم
من مي خواهم با تو باشم
مي خواهم با تو باشم

نمي توانم بخوابم و تمام شب را در بيداري بسر مي برم
در ميان اشك ها كه تلاش ميكنم لبخندي بر لب بياورم
من مي دانم تماس دستان تو
مي تواند زندگي من را رهايي بخشد

اجازه نده من نا اميد شوم
اكنون به سوي من بيا
من بايد با تو باشم هر جور كه ممكن باشد

و اكنون كه تو رفته اي
اكنون بدون تو چه كسي هستم
من نمي توانم ادامه بدهم
تنها مي خواهم با تو باشم

inam Lyricse Wa Mani sher Be With You Enrique Ke waghean Tane adamo Milarzoneeee  Lezat Bebarin  Nazar ham yadeton Nareeeeee  MarshalFord@Yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

گرین دی

امسال ویدوی آهنگ "بلوار آرزوهای بر باد رفته" (Boulevard of Broken Dreams) از گروه پاپ-پانکGreen Day ، حسابی گرد و خاک به پا کرد و از میان هشت عنوانی که براش نامزد شده بود، هفت عنوان را به اسم خودش کرد.

 

این آهنگ متعلق به آلبوم (آمریکایی احمق) "American Idiot" هست. این آلبوم به دلیل فضای ضد جنگی که در اون وجود داره، خیلی سر و صدا کرده. آهنگهای این آلبوم داستان جوانهای شورشی هست که در مسیر حرکتشون شهرهایی را برای نشون دادن اعتراض خودشون به هم میرزن.

گرین دی

این گروه کار خودش را در سال 1988 در کالیفورنیا آمریکا شروع کرد. اسمشون در ابتدا (بچه های شیرین) "Sweet Children" بوده ولی چند هفته بعد اسمشون را به Green Day تغییر میدن، شاید اشاره ای به ماریجوانا.

در سالهای اخیر برنده های این مسابقه بیشتر از گروهای هیپ-هاپ بودن و انتخاب شدن گروه Green day با ریشه های راک به این شایعه پایان داد که MTV ضد راک شده!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

بازم عكس قشنگت روبه رومه

هنوزم داشتن تو آرزومه

توي عكسات چقدر خوشكل مي خندي

در قلبو به رو همه مي بندي

ولي بازم مي بينم اون باهاته

مثل سايه هميشه پا به پاته

چرا آخه چرا من اون نباشم؟

چرا روي لبات خنده نپاشم؟

چرا با من نبايد بگذروني؟

چرا آخه تو مال ديگروني؟

ولي باز بي خيال عكس اونم

توعكسا من فقط تورو مي بينم

خداييش كسي مثل من فداته؟

كسي اينجوري قلبش زير پاته؟

شبا تا صبح بيداره چشمام

مي گرده پي تو دائم نگاهام

هر شب فقط به ياد تو مي نويسم

چشام از دلتنگي تو خيس خيسن

ولي تو غم نخور سرت سلامت

من كه ديگه به غصه كردم عادت

خدا همرات باشه عشق قشنگم

بازم من موندم و اين دل تنگم

 MarshalFord@Yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  | 

شادمهر، نظر خودت در مورد کنسرت يکشنبه شب چی هست؟

بد نبود، اولش يکم دير رسيديم و مردم معطل شده بودن ولی بعدش خيلی خوب بود، مخصوصا سيستم صوتی که ظاهرا شب قبلش مشکل داشته، ولی سر کنسرت ما به خوبی کار کرد.

خبرها مربوط به تو زياده، اول از آلبوم جديدت پاپ کورن شروع کنيم، ديگه قراره به همين زودی بياد بيرون نه؟

اميدوارم تا آخر سپتامبر ( اوایل مهر)

شادمهر

شنيدم الان که آنتاليا هستی تصميم داری که ويديوی چندتا از آهنگهای این آلبوم جدید را ضبط کنی؟

آره، قرار امشب بريم به يک باشگاه نظامی تا در اونجا برای دو تا از آهنگهای اين آلبوم جديد يک مقداری تصوير بگيريم و برای ساخت ويديوی آهنگها از اونها استفاده کنيم.

آهنگ محال را هم شنيدم و تا شنيدمش حسابی منو گرفت. چند ماه پيش که کانادا بودم،این آهنگ جزو آهنگهايی نبود که داشتی روش کار می کردی، اينو در اين مدت ساختی؟

يکسال و نيمی هست که روش داشتم کار می کردم، می ساختم، خوشم نمی اومد و دوباره از اول بصورتی کاملا متفاوت می ساختمش.

وسواس؟

آره

يکخورده از آهنگ محال برامون ميگی؟

شاعرش شيدا شفيعی هست و تنظيم آهنگ از خودم هست. يکهویی آهنگش را ساختم. تجربه بهم نشون داده که وقتی يک آهنگ را يکهويی می سازم و بدون فکر کردن، بهتر از آب در مياد! این آهنگ را هم اینجوری ساختم.

شادمهر
 

تو مصاحبه قبلیت با من در کانادا گفته بودی که می خواهی بری کوبا، چی شد؟

اينها شايعاتی هست که تو ساختی (شوخی!) ولی ويديو پاپ کرن را در کوبا ساختم و اونجا که بودم چندتا ايده جديد گرفتم که دوتا آهنگ را با ريتم اونجايی (کوبایی) ساختم. يک خونه هم اونجا گرفتيم که زمستونها از کانادا فرار می کنيم ميرم اونجا و به خاطر اينکه محيط طبيعيش بکره جون ميده برای موزيک ويديو ساختن!

ویدیو کدوم آهنگها؟

دوتا از آهنگهای آلبوم جدیدم، يکيش هنوز اسم نداره ولی اون يکی اسمش هست "حالا بيا اينجا"

موضوع ايران رفتنت چی ميشه؟

واسه کار نميرم ، اگر برم برای ديدن خانواده هست و هنوز هم تصميم خاصی در موردش نگرفتم.

يک سوال عجيب پرسيدن که آيا پدر شدی يا نه؟

نه هنوز!

شادمهر

تنها زندگی ميکنی؟

آره!

من ميدونم تو تنها نيستی، الکی ميگی، تو با استوديوت زندگی ميکنی!

در آهنگ پاپ کورن بعضيها پرسیدن که چرا آهنگ قديمی براش انتخاب کردی، بعضی ها پرسیدن که چرا شعرش اينجوری هست و فرق داره؟ تا اونجايی هم که من از اين آلبوم جديد فهميدم اينه که يک نهضت جديدی را شروع کردی و ديگه از آهنگهای منفی اومدی بيرون، ميشه خودت توضيح بدی؟

در اين آلبوم جدید من بيشتر به ريتم توجه کردم تا موضوعات شعری، شعرهاش بيشترعاشقی هست و داستان آلبوم "خيالی نيست" ديگه تموم شده!

راستی اینجا کنار ساحل رفتی؟

آره جاتون خالی، خيلی وقت بود که با بر و بچ کنار دریا نرفته بوديم. کانادا که نميشه ساحل رفت ولی اينجا خوب بود و خيلی خوش گذشت.

شنيديم وقتی رفتين روز بعدش برگشتين، نه؟

آره ساعت ۲ بعد از ظهر رفتيم و ساعت ۸ صبح روز بعد برگشتيم.

خيلیها پرسیدن که چرا سبک آهنگهات عوض شده؟

من کلا آدم تنوع طلبی هستم و دوست دارم سبک کاریم را عوض کنم.

شنيدم که دوبی هم کنسرت داری، قرار بود بيايی آنتاليا و برگردی کانادا. حتما گفتی تا اينجا هستی يک سری هم به دوبی بزنی؟

آره، ۱۳ سپتامبر در دبی کنسرت داریم. مدير برنامه های من هميشه اينجوری منوغافلگير می کنه، همين امروز تصميم گرفته!

شادمهر
 

يکی سوال پرسيده که گفته بودی تو ايران به کارهات گير می دادن و به همين دليل رفتی کانادا ولی الان در ایران يک عالمه کار می آيد بيرون که شبيه به کارهای تو، يعنی فقط جا برای تو تنگ بوده ؟

در ايران يک مرزی وجود داره واسه معروف شدن، اگر از اون مرز رد بشی برات مشکل پيش می آيد، برای خيلی از هنرمندها و ورزشکارها هم مشکلاتی شبيه به من وجود اومده، من تنها نبودم.

يکی پرسيده آيا درسته که در ايران عاشق شده بودی و دختره ولت ميکنه و اين باعث ميشه که سالها احساس دل شکستگی بکنی؟

نمی دونم والا چی بگم!

قالت گذاشته ديگه!

آره حتما!

ولی من شنيدم که بيشتر قال ميگذاری تا بگذاری! يکی پرسيده شادمهر از چه تيپ دختری خوشش می آيد؟ دماغ عمل کرده با نکرده؟

بازم نميدونم چی بگم والا! بهتره که اصل باشه!

شادمهر

اون ماجرا آلبوم تقلبی که در موردش حرف زديم به اسم تلافی، چقدر اين موضوع بهت ضرر زد؟

خيلی آدم حالش گرفته ميشه، اينهمه زحمت ميکشی يکی بياد از اون بغل يک لگد بهت بزنه بره!



خيلی از بچه ها ميگن که دلشون برای سبک آلبومهای مسافر و دهاتی تنگ شده، آيا تصميم داری که تکرارشون بکنی؟

بهتر به اين آلبوم جديد گوش کنيد، مخصوصا يک آهنگی هست به اسم ماندگار که سبکش با بقيه آهنگها فرق داره، اينو گوش کنيد و بعد حرف ميزنيم، ريتمش آرومه و به قول بچه های ايران ارزشی هست!

منتظر مطلب بعدی در مورد حراج ویالون شادمهر عقیلی باشید!

MarshalFord@Yahoo.com        taraf darane Eminem Weblog Makhsose EMINEM ham Tasis Shod  www.marshalfordrapmusic.persianblog.com     Mohammad Amin Salakhi

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط جوان ایرانی  |